دولتی آخر به یاری میرسد
روزی اینجا شهسواری میرسد
میرسد روزی که عین گل شویم
کاغذ خون دل بلبل شویم
میشود مابین ما کی واسطه؟
یک صمد با یک صنم بی واسطه
یک شب حوا فراهم میشویم
اشک می ریزیم و آدم میشویم
یک شب آخر پرده ها خواهد فتاد
چشم شه بر برده ها خواهد فتاد
می کشد ما را چو جعد خود به دوش
ما به گرد زلف او یک حلقه گوش
نعمت عشقیم شب در خوان او
روز گلـــــــــــــــــــچینیم در دامان او
مثل یک آیینه ماتش می شویم
صورتی از عین ذاتش می شویم
میتوان با یک حرکت مات شد
نفیِ نفیِ خویش را اثبات شد
میتوان از اوج عرفانش گذشت
چون طنین از دشت دامانش گذشت
باده آنجا چشم ساغر می شود
نشئه آنجا صد برابر می شود
باده را با جام می نوشیم ما
باده بادام می نوشیم ما
عشق در اشکال عاشق فانی است
هر نفس یک شهوت روحانی است
عشقبازی می کند نقش نگار
روی ایوان پرده ی پروردگار
بوسه آنجا مثل سیب بی لک است
حسرت ما در لبش مستهلک است
از لبان غنچه می نوشیم ما
بوســـــــه های داغ می نوشیم ما
ماند پای در گِل، بوسه ای
داغ شد پیشانی دل، بوسه ای
چشم از بس بر لبانت دوختیم
چون ورق های شقایق سوختیم
غنچه ها قبال ما کی می رسد؟
بوسه های کال ما کی می رسد؟
نظرات شما عزیزان:


.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
سلام وب قشنگی داری...
.gif)
خوسحال میشم به منم سری بزنی...
.gif)
سلام وب قشنگی داری...
.gif)
خوسحال میشم به منم سری بزنی...