یه موقع هایی هست که به خودت می گی : الان می خوام بنویسم.هوا بارونیه.صدای باد و بارون قاطی شده با صدای یه خواننده عرب که شعر زیبایی می خونه با این مضمون که :
منتظرتم.خیلی وقته! با تو روزهایی دیدم که به عمرم ندیده بودم.تو دنیا رو برام با آرامش کردی.دیگه انگار هیچ چیز برای دونستنم نمونده.دیگه از هیچی نمی ترسم.منتظرت بودم و دنبالت می گشتم!
دم در اتاق رو که نگاه می کنم می بینم که بارون خیلی شدیدتر ازین حرفهاست.اینجور که پیش می ره اتاق خیس خیس می شه!!!وقتی هوا بارونیه نمی دونم چرا یهو تلپی می افتم توی حوض خاطره هام!!؟
اولین قصه قصه ما بود آخرین قصه از یاد نرفتنی هم قصه ما بود!
همین...!!!!!!
عاشق شدم و اون عاشق بود.گذشت روزای ما!
نمی دونم بارون کدوم روز نحس خزونی بود که دل تورو شست؟؟؟؟؟
فقط می دونم من اینجا
بی تو
خیلی تنهام!
دلگیرم!
من بارونیم!
بارونیم!!!!
نظرات شما عزیزان:
من دارم یه وب گروهی درست میکنم...
موضوعشم صرفا غمگین نیست...
وبلاگاتو که دیدم...مخصوصا اون وب عاشقانه تُ...
واقعا خوشحال میشم اگه بتونی باهامون همکاری کنی...البته اگه نمیتونی هم بهم بگو...اشکال نداره...ولی منتظر جوابتم
.gif)
.gif)
بگو دروغ حرفشون،بگو بازم پیشم میای
خودت میگفتی عاشقی،گفتی تو هم دوسم داری
بگو دروغ میگن همه،محال تنهام بذاری
...........................................
سلام آجی فاطمه گلم...
امیدوارم حالت توپه توپ باشه...
پست قشنگی رو وب فرستادم که افتخار میدی اگه بهشون سر بزنی...
منتظرتم آجی...
.gif)