سلام!
بالاخره تونستم از مدرسه وبو آپ کنم!
الان با برو بچ خودمون هستیم! (ستایش.شیوا.پانیذ.مریم.مونا)!
الان عسل نیومده باهامون آخه بیچاره ترسوئه!
میترسه معلما یه چیزی بش بگن
حالا ماکه اومدیم داریم حال میکنیم!!!
راستی واسه عسل جشن گرفتیم!
حالا نه اون جشنی که کیک باشه و بزن و برقص!
یه جشن فقیرانه!!!
من واسش ژله درست کردم! آها راستی براشم یه گوشواره خریدم!!!
دمم گرم فقط خودم بش کادو دادم!!!
ولی خیلی خندیدیم!!!!
خب من برم کار بچه ها رو راه بندازم!!!
فعلا بابای بچه ها!!!
نظرات شما عزیزان:

.gif)
.gif)
.gif)